تحول فضایی در معماری مسجد چهارایوانی نسبت به مسجد شبستانی (مطالعه موردی: مسجد جامع اصفهان)

چکیده الگوی«چهار ایوانی» از اوایل ســده پنجم الگوی غالب در طراحی مســاجد ایران بوده اســت. فارغ از علل تاریخی ترویج، بهبود کیفیت معماری مســجد در الگوی چهارایوانی نسبت به الگوی« شبستانی» که پیش از آن رواج داشت، موضوع بحث این نوشتار است. ملاک در تحلیل معماری این دو، «کیفیت فضا» است. بدین منظور از نظریه «نحو فضا»  استفاده شده تا فضای معماری دو الگو مورد بررســی کیفی قرار گیرد. همچنین از لحاظ «کارکرد» و ویژگی های «بصری» نیز به قیاس دو الگو پرداخته شده است. به عنوان مطالعه موردی، بهبود کیفیت معماری مسجد «جامع اصفهان» براساس سیر تاریخی تغییر الگوی آن از شبســتانی به چهارایوانی بررسی شده است. برای پیشبرد تحقیق از روش تحلیلی-توصیفی استفاده شده است. در نتیجه به نظر می رسد که الگوی چهارایوانی نسبت به الگوی شبستانی هم از لحاظ انسجام فضایی، هم از لحاظ کارکرد، و هم از نظر بصری کیفیت طرح را ارتقا ء می بخشد.
واژه  های کلیدی معماری مسجد، شبستانی، چهارایوانی، کیفیت فضایی

مقدمه

بررسی چگونگی شکل گیری و تبدیل الگوی «چهارایوانی»، به گونه غالب در معماری مساجد ایران پس از قرن پنجم، از مباحث مهم در تحلیل تاریخ معماری ایران اســت. اقتباس عنصری مانند «ایوان» از معمــاری پیش از اســلام، و هماهنگ ســاختن آن با اقتضائات زمان، معماران ما را به بنیان گذاری «ســبک ایرانی مســجد» نایل ســاخت. مطالعه معماری مسجد به درک بهتری از شرایط اجتماعی و  هنری دوره اسلامی می انجامد و شناخت مبانی فکری معماری و شهرسازی این دوران را میسر می سازد. اما الگوی چهارایوانی چگونه شــکل گرفت، و چرا ســبک غالب معماری مســاجد ایران شــد؟ امروزه نظریه هــای زیادی در تلاش بــرای پاســخ گویی به این پرســش وجود دارد. از جملــه برخي از باستان شناسان که ریشــه این گونه نقشه ها را در فرهنگ هاي غیر ایراني جســتجو كرده اند. كرســول  در تحقیقي پیرامون مدارس با  میلادي انتشار یافت، 1992 نقشــه هاي چهار بخشي كه در ســال  . ) 225 ،1377 (هیلن براند، مدعي است كه این الگو ریشه مصري دارد گروهی دیگر ریشــه آن را در مدارس اهل تسنن جستجو مي كنند. اوتو دورن  در كتاب «هنر اســلامي» مي نویســد : « مدرسه چهار ایواني مقدم بر مســجد چهار ایواني است و علت چهار ایوانه بودن مدرســه به جهت وجود چهار مذهب یا فرقه اهل تســنن (شافعي، مالكــي، حنفي و حنبلي) بوده اســت كه در چهار ســمت حیاط هر كدام مدرس خود را داشــته و به تعلیــم مذهب خود مي پرداختند» نظریــة  دیگری نیز وجود دارد که معتقد  .)Otto – Dorn, 1967,103( اســت در قرون اولیه اســلامی، الگوی چهار ایوانــی در خانه های خراســان رواج داشــت. با به قدرت رســیدن «خواجه نظام الملک توسی» و تأســیس مدارس «نظامیه»، این الگو در سراسر قلمروی گســتردة «ســلجوقیان» گســترش یافت، و ســپس باز هم توسط خواجه، به معماری مســاجد-به عنوان نخستین نمونه، گنبد و ایوان نظام الملک در مســجد جامع اصفهان- وارد شد. فارغ از ریشه های شــکل گیری و ترویج الگوی چهارایوانی، این نوشتار درپی آن است تا به بررســی کیفیت معماری مسجد در این الگو نسبت به «الگوی شبســتانی» که پیش از آن رواج داشــت، بپردازد. بدین منظور لازم اســت تا ابتدا نگاهی به مسجد و معماری آن صورت گیرد.
مسجد پس از پذیرش مبانی اعتقادی، آئین های عبادی از مهم ترین ارکان ادیان الهی به شــمار می روند. آئین عبادت در اسلام، «نماز» خوانده می شــود. در انجام این فریضه، از همان ابتدای دعوت پیامبر، تأکید
اسلام بر به جای آوردن دسته جمعی، و همگانی کردن آن قرار داشت. بنابراین مسلمانان نیازمند مکانی برای برگزاری نماز جماعت بودند. قرآن – در ســوره اســرا- این مکان را «مســجد» نامید تا از معابد ادیــان غیر الهی متمایز گــردد. بدین ترتیب مســجد محل عبادت جمعی مســلمانان گشت و به عنوان مفهومی جدید وارد زندگی آنان شــد. به دلیل اهمیت نماز، مســجد نیز جایگاه ویژه ای در تفکرات اسلامی یافت و به محض فراهم شدن شرایط-با هجرت به مدینه- نخســتین مسجد نیز ســاخته شد. با ساخت این مســجد در مدینه، پیامبــر مکانــی را بنیان نهاد که علاوه بر نقــش روحانی و معنوی، کانون فعالیت های اجتماعی مســلمانان نیز به شمار می رفت. بدین ترتیب در طول تاریخ اســلام، مسجد به عالی ترین مرجع پاسخگویی به نیازهای دینی و دنیوی مسلمانان بدل گشت و شاخص ترین کالبد شهرسازی اسلامی را شکل داد.
مساجد شبستانی از لحاظ معماری، نخســتین مســجد در واقع حیاط خانة پیامبر بود. این مســجد با پلانی به شکل مســتطیل، و بدون سقف ساخته شد. بعدها به دلیل آفتاب سوزان عربستان، با استفاده از تنة درختان نخل و در سمت رو به قبلة آن سایبانی درنظر گرفته شد. با گسترش اسلام و افزایش جمعیت نمازگزاران، سایبان بزرگتر، و تعداد ستون های آن بیشتر شد. نقش مهمی که این سایبان در آسایش نمازگزاران داشت باعث شد تا کم کم به عنوان یک کالبد معماری شناخته شود و واجد نامی چون «شبستان» گردد. ویژگی مهم شبستان این بود که به سادگی و در جهت های مختلف قابل توســعه بود، و هرگاه به توسعه مسجد نیاز بود، این کار تنها با افزودن چند دهانه به شبســتان قابل انجام بود. با گسترش اسلام در ســرزمین های جدید، مسجد پیامبر در مدینه سرمشق ساخت مساجد بعدی قــرار گرفت و از  آنجا که کالبد شــاخص آن شبســتان بود، الگویی به نام «شبســتانی» در معماری مســاجد به وجود آمد و در میان ملل مختلف مســلمان رواج یافت. طرح این الگو عبارت است از یک حیاط مســتطیل شــکل مرکزی، که با حلقه شبســتان ها از  در راستای َ چهار طرف احاطه شده اســت. کشــیدگی حیاط معمولا قبله اســت. هریک از شبستان ها تالار مســقف بزرگی است که بار ســقف آن به وسیله ستون های متعدد به زمین منتقل می شود. در هر شبســتان انبوهی از ستون ها دیده می شــود که در یک شبکه منظم هندســی با فاصله های دقیق از یکدیگر قرار گرفته اند. شبستانی که  عمق بیشــتری می یابــد و از اهمیت َرو بــه قبله قرار دارد معمولا بیشتری برخوردار اســت. با تکرار شبستان در هر یک از چهار ضلع

حیاط، طرح مســجد شبستانی تکمیل می گردد. در قرون اولیة اسلام با همین الگوی ســاده، مساجد بســیار زیادی در سراسر قلمروهای اسلامی ساخته شد.
مساجد چهار ایواني ایوان عنصري بلند قامت اســت كه معمولا از یك تاق آهنگ ساده (كیاني، تشــكیل شده كه از سه طرف بســته و از یك طرف باز است  ایــوان به وســیله نیم گنبد و یا تاق گهواره اي بار ســقف )18 ،1384 را منتقل نموده و دسترســی به گنبدخانه و یا شبســتان هاي اطراف را برقــرار مي نماید. این عنصر به عنوان واســط بین حیاط به عنوان فضاي باز و شبســتان به عنوان فضاي بسته عمل مي نماید. «از دوران ســلجوقیان و از اوائل قرن پنجم هجري نقشــه مساجد بخش مركزي ایران در شــهرهاي زواره، اردستان، اصفهان الگویی پدیدار مي شــود كه تــا كنون به عنوان نمونه و مظهر مســاجد این خطه پایدار مانده است. مشخصة بارز این مساجد، چهار ایوان احاطه . از جهت تاریخي )85 ،1378 (متدیــن، كنندة صحن مســجد اســت» اولین مســجد از این نوع كه به طور كامل بر اســاس این نقشــه بنا شــده را مي توان مسجد جامع زواره دانســت كه تاریخ اتمام آن بر  هجري قمري 530 اساس كتیبه اي كه در مســجد نقش بسته سال را نشــان مي دهد. ولي مهم ترین این نوع نقشــه در مســجد جامع اصفهان قابل مشــاهده است كه به صورت مرحله اي به سبک چهار ایواني تغییر شكل داده است. ویژگی مهم این گونه سبک وجود حیاط مســتطیل شكل مرکزی است كه در نماهاي اطراف، به وسیلة تاق و یا تاق نماها در یك یا دو طبقه محصور شــده است. در وسط هر نما ایواني رفیع خودنمایي می کند که بســیار بزرگ تر از دهانه های دیگر اســت و تزئینات فراوان، نشان از اهمیت بسزای آن در کلیت طرح دارد. با نگاه معمارانه، شــکل گیری الگوی چهارایوانی از چند جنبه قابل توجیه اســت که از این بین در این نوشتار، جنبه های فضایی،  کارکردی و بصری طرح،  مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پژوهش ملاک نخست در تحلیل معماری این دو الگو، «کیفیت فضا» است. برای مقایســه کیفیت فضای معماری، نیاز به استفاده از روشی است که در تشــخیص قوت ها و ضعف هــای فضایی هر یک از دو الگوی شبســتانی و چهارایوانی بتوانــد یاری کننده باشــد. بدین منظور از نظریه «نحو فضا» کمک گرفته شــده است. با استفاده از این روش، فضای معماری که توسط هریک از این دو الگو در اختیار کاربر قرار می گیرد مورد مقایسه قرار گرفته است. همچنین از لحاظ «کارکرد»
و ویژگی های «بصری» نیز به قیاس دو الگو پرداخته شــده اســت. برای مقایســه کارکردی، ابتدا به شــناخت کارکرد مسجد پرداخته شده اســت. نماز خواندن و الزامات آن بررســی شده و سپس نحوه پاسخگویی دو سبک مورد مقایسه قرار گرفته است. در بخش قیاس بصری، تأثیرات دیداری طرح بر کاربران و مقایسه کیفیت بصری دو الگو مورد نظر بوده اســت. بدین منظور ابتدا تکنیک دیداری هریک از دو ســبک (هارمونی و تضاد)  معرفی شده اســت و سرانجام تأثیر هریک از این دو تکنیک بر ادراک مخاطب بررسی شده است. تحلیل فضایی بسیاری از معماران و نظریه پردازان معماری ملاک ارزش یابی آثار معمــاری را کیفیت فضایی آنان معرفــی می کنند. «فضای معماری نمایشگر فضای هستی است، بنابراین ارزشمندترین شیء اجتماعی و  . )114 ،1377(نوربرگ شولتس، فرهنگی دنیای بشری محسوب می شود» مفهوم فضای معماری اندکی ساده تر از مفهوم عام فضا، با این حال پیچیده ترین مســئلة معماری است. از سویی فضای معماری متفاوت از مفهوم فضا در هنرهای تجســمی نیز اســت. گرچه برقرار کنندة ارتباط حســی اثر و مخاطب اســت و از این لحاظ مطابق با مفهوم هنری فضا، چون از درون نیز تجربه می شــود، از جنس مکان است و تفاوت اساســی با مفهوم هنــری فضا دارد. در مجموع باید اذعان کــرد که فضای معماری پدیده ای پیچیده و منحصربه فرد اســت که شــناخت آن نیازمند بررسی دقیق ماهیت، ویژگی ها و اثرات است. بــرای تحلیل دقیق و هدفمند کیفیت فضــای معماری در یک اثر، نیاز به روش مدونی اســت که با ســیری منطقی، در تشخیص نقاط ضعف و قوت طرح یاری شــده باشــد. تا کنون چند نظریه و روش علمی برای تحلیل فضای معماری ارائه شده است، که  از این میان می توان به روش «فاســا» (تحلیل فضای معماری مبهم)  وشــیوه «تحلیــل گراف پدیداری»  اشــاره کرد که هــر دو از نظریه «نحو فضا» استخراج شده اند. روش فاسا بر منطق فازی  استوار است که فراتر از نظام ارزش گذاری صفر ویک بین پدیده های جهان اســت .)Arabacioglu, 2010, 927( گستردگی و پیچیدگی منطق فازی باعث شده تا تحلیل های به روش فاســا نیز پیچیده و مبهم ارائه گردند. شــیوه تحلیل گراف پدیداری نیز به روابط درونی یک ســاختمان و یا یک شــبکه شهری براساس  .)Turner  others, 2001, 108( ویژگی های گراف پدیداری می پــردازد و درک داده هــای آن نیازمنــد مطالعات ریاضی اســت. بنابراین از میان نظریه هــای موجود، به دلیل ســادگی تحلیل ها و برخورداری ”  انتخاب شــد كه space syntaxاز ترســیمات گرافیکی، روش ”

در اینجا به نحو فضا ترجمه شــده اســت و باب تــازه اي از مبحث ریخت شناسي در معماري می گشاید. نظریه نحو فضا «هدف اصلــي محققین درگیر با این موضوع پــي بردن به روابط اجتماعي در فضا ماننــد ایجاد حریم ها، و درجه عمومي و خصوصي  از نظر توجه به جنبه .)75 ،1381 (معماریــان ، بودن فضاها مي باشــد» اجتماعــی بنا و همچنین حریم بندی فضاها، این روش برای تحلیل فضایی آثار تاریخی معماری ایران و به ویژه مســجد، بسیار مناسب به نظر می رســد. نظریه نحو فضا بر پایــه دو نظر در مورد فرم هاي معماري بنا شده اســت،كه تلاش مي كنند تا هر دو بعد عیني فضا و ذهنــی ما از فضا را بازتاب دهنــد. اول اینكه :« نباید به مقولة فضا به عنوان پس زمینة فعالیت هاي انســان فكر کرد. بلكه باید فضا را بــه عنوان یك جنبه ذاتي هر فعالیتي كه انســان انجام مي دهد، در نظــر گرفت». دوم اینكه :« بحث فقط در مورد تك فضا ها نیســت، بلكه در مــورد رابطة متقابــل بین فضاها اســت. فضاهایي كه در نهایت آرایش فضایي یك ساختمان یا یك شهر را مي سازند. و این همان چیزي اســت كه آن را پیكر بندي  فضا مي خوانند، به معناي رابطة موجود بین قســمت هاي مختلف كه یك كل را مي ســازند» .) Hiller & vaghaun,2007,122( نحــو در اینجا به معناي بررســي ارتباط هر واحد فضایي اســت در یــك مجموعه فضاي همجوار. درســت مانند بررســي یك واژه در داخــل یك متن و ارتباط آن با دیگر واژه ها. اگر بنا یك شــیء  مركب از یك سیستم ارتباطات فضایي تلقي شود، نمود این سیستم
ارتباطي در قالب یك طرح خواهد بود. شناخت این طرح ها و الگوها به معني شــناخت روابط اجتماعي اســت كه در داخل فضاها اتفاق مي افتد. شــناخت روابط اجتماعي در فضاها به معني شناخت فعالیت مصرف كننــدگان در داخل فضاهاســت. و ایــن فعالیت ها و روابط اجتماعــي در وهلة اول قرار مي گیرد، تا فرم یا شــكل كلي فضا. در نهایــت ارائه دهندگان روش « نحو فضا » معتقدند كه با كاربرد آن مي توان روابط اجتماعــي در بنا را به خوبي فهمید و آن را تجزیه و .)78 ،1381 (معماریان، تحلیل كرد بــراي خواندن روابط اجتماعي موجــود در فضاها (كه همانند یك متن است) از ابزاري ترسیمي به نام نمودار توجیهي استفاده مي شود. دسترســی به قدسی ترین فضای مســجد یعنی محراب، تنها با ســلوک در مسیری مدون از مراتب و حریم ها میسر می شود. محراب مســجد مکان پرستش معبود اســلام، «الله» است. مکانی
حضور در چنین ً که روح معنویت اســلام در آن متجلی می شود. طبعا مکانــی نیازمند آمادگی ذهنی و قلبی اســت. عبــور از ایوان رفیع مســجد با  شکوه لاهوتی اش، نمازگزار را به حقارت خویش در برابر معبود واقف می ســازد. فضای رمزآلود ایوان که بر اثر گسترش ابعاد در ارتفاع، بازی های نور و ســایه، طرح های پرپیــچ و تاب تزئینی، و مقرنس های پرابهام ایجاد شــده اســت، فرد را از دغدغة زندگی روزمره فارغ، و متوجه «حضور» در فضایی دیگر می کند. از این راه، آمادگی روانی مورد نیاز ایجاد می شــود، تــا نماز رازونیازی از عمق وجود باشــد. و این کیفیت تنها با بهره گرفتن از کالبد آشنایی چون ایوان مهیا شده است. از این راه کیفیت حضور در فضا معنوی مسجد بســیار ارتقاء  می یابد، در حالی که دسترســی مســتقیم به شبستان اصلی در مســاجد شبســتانی، فرصت آمادگی روانی را از نمازگزار ســلب می کنــد و روح تدین او را به اجرای نوعی مناســک روزمره فرو می کاهد. تغییر کیفیت فضایی موجب تغییر در ســایر ویژگی های معماری مســجد نیز می گردد که از این جمله ویژگی های کارکردی و بصری است. تحلیل کارکردی: توجه به جهت قبله پیش از آنكه مســلمانان مكان خاصي را براي برپایي نماز داشــته باشند. جهت نماز گزاري براي آنها مشخص شد و این جهت، «قبله» نــام گرفت. «قبلــه در اصل براي نوع و حالتي اســت كه رو كننده در آن اســت. مثل جلســه و قعده و در عرب اســم مكاني است كه

نمازگــزار به آن رو مي كند» تمام مســلمانان هنگام نمازگزاري و عبادت رو به یك سو مي كردند. رســول اكرم (ص) به مدت سیزده سال در مكه و مدتي در مدینه به طرف بیت المقدس نماز مي خواند و ســپس به ســوي كعبه برگشت . اهمیت قبله در نزد رسول اكرم آن چنان بود كه )226 ،1378(قرشــي، هنگام تغییر قبله، خداوند به ایشــان بشــارت مي دهد كه «اكنون تو (بقره، آیه را به ســوی قبله ای كه از آن خشنود باشي باز مي گردانیم» . «در مورد دلایل وجود قبله ســخن بســیار گفته شده است. كه )144 مهم ترین آنها مسئله اتحاد مسلمانان اســت. اسلام به مسئله اتحاد بســیار اهمیت مي دهد و هر حكمي را كه موجب هماهنگي و وحدت (مكارم مي شــود، به صورت وجوب یا اســتحباب بیان فرموده است» . )357 ،1353 شیرازي، این چنین، در نزد مســلمانان ســوي قبله، جهــت رو كردن به خدا شــد. و رو به ســوي قبله بودن و نمازگزار را متوجــه قبله نمودن، از نیازهای اصلی، در ســاخت مســاجد گردید. بدین ترتیب بسیاري از  ویژگی های معماری مســجد به منظور متوجه ســاختن نمازگزار به ســوي قبله طراحی شد. چرخش پلان به ســوی قبله، قرارگیری ورودی در جبهة رو به روی قبله، و کشیدگی صحن در راستای جهت قبله بیانگر تلاش معماران براي نمایش قبله بوده است. بدین منظور معماران تلاش کرده اند تا فضاي چهار گوشه صحن را كه بر سكون و مركزیت خود صحن تأكید دارد به گونه اي در سوي قبله گسترش دهند و نمازگزار را متوجه  آنجا كه خانة خداســت كنند.
همچنیــن به کارگیری «نشــانه»ها همــواره از تدابیر مناســب در راهنمایی مسافران و شهروندان، و هدایت آنان به سوی جهت صحیح حرکت بوده اســت. تدبیری که در طراحی مساجد نیز، مورد توجه قرار گرفت. اگر «محراب» را نماد و نشــانة قبلــه برای نمازگزاران داخل شبستان دانست، ایوان (مقصوره) نیز چنین نقشی را برای نمازگزاران حیاط (صحن) برعهده دارد. از این نظر، می توان ایوان را یک محراب خارجی درنظر گرفت و عنوان داشــت که به دلیل بزرگ شــدن ابعاد صحن نســبت به شبســتان، ایوان نیز مقیاس بزرگ تری نســبت به محراب یافته اســت. شــباهت فرمی این دو نیز بیانگر ارتباط نزدیک )3آنان است. (شکل  ایوان نمازگزار را به ســوی خانه خدا راه می نماید، جایی که تنها به آن سو، «سجود» شایسته است. و «مسجد» مکان سجود است. بدون سمت و سوی صحیح سجود، نماز اسلام به پرستش الهه ای موهوم، و مســجد به معبدی چون معابد ادیان دیگر تبدیل می شود. بنابراین اگر کارکرد مسجد را جایگاه سجود مسلمانان رو به قبله ای خاص دانست، ایوان عنصری اســت که سمت و سوی صحیح را نشان می دهد، و آن را از انحراف بازمی دارد. بنابراین نقشــی اساســی در تأمین نیازهای کارکردی مسجد برعهده دارد.  تحلیل بصری در زمینه پدیده هاي بصري نیز قواعدي شــبیه به صرف و نحو وجود دارد و مي تــوان براي ســاختن یك تركیب بندي یا كمپوزیســیون،
راهنمایي هــاي مفیدي در اختیار جویندگان قــرار داد. عناصر اولیه ارتبــاط بصــري عبارتنــد از: «- نقطه – خط – شــكل – جهت – رنگمایه – بافت – نسبت و مقیاس – بعد و حركت »كه در واقع ماده خامي هســتند كه بدان وسیله می توان به آگاهي بصري از یك چیز رسید و به وسیلة آن است كه انواع گوناگون عبارت ها، اشیا، پدیده ها،  ،1382 (داندیس، تجربیات ما از محیط به صورت بصري بیان مي شــود . براي آنكه عناصر بصري با خصوصیات آنچه طرح مي شود و )39-38 با منظور اصلي یك پیام تناسب لازم را بیابند، آنها را به كمك فنون مختلــف به كار مي گیرند. پرتحرك تریــن فن در میان فنون بصري، اســتفاده از كنتراست یا تباین اســت، كه نقطه مقابل هارموني و یا . انواع 1 هماهنگي مي باشــد. این دو فن در دو قطب مقابل قرار دارند )109و 107 ،1388(ونگ، تضاد (تباین) عبارتند از : – تضاد شكلي – تضاد اندازه اي – تضاد رنگي –  تضاد جهتي – تضاد موقعیتي – تضاد فضایي – تضاد بافتي                            – تضاد جاذبه اي تضاد بیانگر کیفیتی حســی، ناشــی از عملکــرد متقابل دو یا چند خصوصیت متضاد در عناصر بصری اســت. ذهن انســان بســیاری
از مفاهیم را از طریق مقایســه خصوصیــات پدیده ها درک می کند. بنابراین در ادراک بصری، تشــخیص دو پدیده متفاوت از راه تمایز خصوصیات  آنهــا و به کمک تضاد صورت می گیرد. به دلیل تأثیرات عمیقی که تضاد بر دســتگاه ادراکی انسان دارد، در «بیان معماری» بســیار مورد اســتفاده قرار می گیرد. در طراحی دو فضای متفاوت، معمــار از تضاد بهره می گیــرد تا درک تمایــز آن دو فضا را برای مخاطب میسر سازد. مشخص است ایوان عنصری بلند قامت است 4 چنان که در شــکل که از ســه طرف بســته و از یک طرف باز اســت و در پیشگاه خود یــک خالی بزرگ ایجاد می کند. همیــن دو عامل یعنی قامت بلند و فضــاي منفي حضــور ایوان ها، صحن مســاجد را متباین (همراه با  گذار مي ســازد و دو نوع تضاد اندازه اي و فضایي را به تضاد) و تأثیر وجود مي آورد. طرح یک «تهی» بزرگ در مرکز یک جدار یکدســت و صلب، یکنواختی ملال آور آن را در الگوی شبستانی از بین می برد، و خستگی ناظر را از مشاهده ریتم یکنواخت تاق و جرز، به اشتیاقی برای کشف فضا تبدیل می کند. این فضا توجه ناظر را به خود جلب، و او را به ســوی خلوت درون دعوت می کند. از سویی تغییر مقیاس دهانه مرکزی و تبدیل آن به ایوان در ضرب آهنگ ثابت جداره، یک
«اوج» ناگهانی ایجاد می کند و روحیــه یکنواخت و قابل پیش بینی را بــه یک غافلگیری بصری مبدل می ســازد. این کار با شکســتن «خط آسمان» همراه می شود و در مجموع، منجر به زیبایی، و بهبود کیفیت بصری طرح می گردد.  بررسي تحول صحن مساجد از نگاه تحلیل بصري  دیدیم كه ســیر تحول الگوی شبستانی به چهارایوانی در سه مرحله اصلي قابل بررسی است : – صحن هاي شبستاني؛ – اضافه شدن گنبدخانه و ایوان جنوبي؛ – اضافه شدن ایوان هاي شمالي، شرقي و غربي؛ در این بخش ضمن اســتفاده از تحلیل بصري در بررســی این سه مرحله و با اشــاره به به تضاد ایجاد شــده توسط ایوان و گنبدخانه، نمودار كششــي كه توســط هر یك از چهار ضلــع  صحن ها ایجاد مي شود رسم و قیاس مي گردد.
: صحن هاي شبســتاني : این دوره اشــاره بــه گونه اي از 1مرحله مســاجد دارد كه در آن صحن مسجد توســط رواق هایي یك شكل و یك اندازه احاطه شــده اســت و تا ســده پنجم ه.ق. ادامه دارد. نمونه هاي این گونه در جامع فهرج، تاریخانه دامغان و مسجد جامع نایین باقي مانده است.

. تحلیل بصری جداره صحن در الگوی شبستانی5شکل
: اضافه شدن گنبد و ایوان جنوبي : در این مرحله دهانه هاي 2 مرحله میاني جداره جنوبي صحن برداشته شد و به جاي آن ایوان اضافه شد. در پشت ایوان نیز گنبدخانه جای گرفت.

. تحلیل بصری جداره صحن در الگوی شبستانی با افزودن ایوان جنوبی6شکل
: اضافه شدن ایوان هاي شــمالي، شرقي و غربي :در حالي 3مرحله كه كشــش ایجاد شده توســط ایوان كل صحن را تحت تأثیر قرار داده بود، معماران با اضافه كردن ســه ایــوان دیگر در عین تكریم صحن تعادل بین صحن را طوري ترتیب دادند كه در عین كشــش صحن به ســوي ایوان، به اهمیت صحن نسبت به صحن هاي چهار ایواني اضافه شد.

و در نهایــت تقویــت نمایش جهت قبله بــا افزایش ارتفاع ایوان جنوبي و افزودن دو مناره به آن.
. تحلیل بصری جداره صحن در الگوی چهارایوانی با ایوان جنوبی رفیع تر و 8شــکل افزودن مناره ها
مزایــای فراوان ایوان، معماران را به فکر اســتفاده از آن در ســه جبهة دیگر صحن-که رو به قبله نیســتند- انداخت. اما بیم آن بود که ســه ایوان دیگر، از اهمیت ایوان رو به قبله بکاهند. نخستین راه حل این بود که ایوان مقصوره رفیع تر ســاخته شود، تا از ایوان های دیگر متمایز گردد. این طرح تا نیمه نخســت قرن ششم شکل گرفته  ق. از ابتدا بر اساس نقشه 530بود. مســجد «جامع زواره» در سال
چهارایوانی ســاخته شد و در آن، ایوان مقصوره بلندتر از ایوان های دیگر طراحی شــد. در سده های بعد، راهکار دیگری اندیشیده شد، و آن اســتفاده از «منار» در طرفین ایوان رو به قبله بود. براین اساس در دوره «صفویه» به ایوان نظام الملک مســجد جامع اصفهان منار افزوده شد، و مسجد «جامع عباسی» نیز از اساس با دو منار بر روی ایوان مقصوره طراحی شــد. بدین ترتیب تا قرن دهم، الگوی کاملی برای طراحی مســجد شــکل گرفت که چهارایوانی نامیده شــد. در  تکامل تاریخی این الگو قابل مشاهده است.8 و 7 ،6 ،5 شکل های  سیر تحول مسجد جامع اصفهان از نگاه نحو فضا مســجد جامع اصفهان در شیوه خراســاني بنیاد نهاده شد و بعدها در شــیوه رازي، طرح شبستان ســتوندار به چهار ایواني تبدیل شد.  ساخته 473گنبدخانه جنوبي آن توســط خواجه نظام الملك در سال شــد و ســپس صفه صاحب (ایوان جنوبي جلــوي گنبدخانه) به آن افزوده شد. ســیر تحولات کالبدی مسجد را در مراحل زیر می توان پی گرفت: مســجد شبستاني : طرح نخستین مسجد به گونه بومسلمي (شبستان  226 هجري ساخته شده…..در سال 156ســتوندار) بوده كه در ســال هجري، مسجد كهن ویران شد و بر ویرانه هاي آن مسجدي  بزرگ تر (نزدیك به ده جریب) ســاخته شده، كه طرح شبستان ستوندار داشته است، با میانسرایي در میان و شبستان هایي در پیرامون آن كه بخش جنوبي با شــش دهانه، شــمالي با چهار دهانه و شرقي و غربي با دو دهانه ساخته شده بوده است ق. گنبدخانة بزرگی 473 اضافه شــدن گنبدخانه و ایوان جنوبي  : در در شبســتان جنوبي، و به دستور خواجه نظام الملك ساخته شد که به گنبد نظام الملک مشــهور است. برای برقراری ارتباط این گنبدخانه با صحن مســجد نیز در محل صفه صاحب، ایوان عظیمی ســاخته شد و بدین ترتیب نخســتین اقدام اساســی در تبدیل الگوی شبستانی به چهارایوانی انجام شد.

به رغم تغییراتی که در ســده های بعد و توســط حکومت های «آل مظفــر»، «تیمــوری» و «صفوی» انجام شــد، طرح کلی مســجد براســاس همان الگوی چهارایوانی باقی مانــد و بدین ترتیب طرح کاملی از مســجد شــکل گرفت که قرن ها به عنوان الگوی مساجد  قابل 12 تا 9 ایران شــناخته می شد. این سیر تاریخی در شکل های مشاهده است.  نتیجه گیری این نوشــتار با هدف تطبیق کیفیت معماری در دو الگوی شــاخص ســاخت مساجد در ایران شــکل گرفت. بدین منظور ابتدا به معرفی مفهوم مسجد پرداخته شد و سپس، دو الگوی شبستانی و چهارایوانی معرفی گردیــد. گام بعدی، پرداختن به قیاس کیفیت معماری این دو الگــو از راه تحلیل فضا و با کمک نظریه نحــو فضا بود. با آگاهی از تأثیــر کیفیت فضا بر شــاخص های دیگر معمــاری، ویژگی های کارکــردی و بصری این دو الگو نیز مورد مقایســه قرار گرفت. و در پایان تحول کیفیت معماری در مســجد جامــع اصفهان با توجه به )1ســیر تاریخی تحولات کالبدی آن مورد بررسی واقع شد. (جدول در مجموع این نتیجه حاصل شــد که الگوی چهارایوانی نسبت به الگوی شبســتانی از کیفیت معماری بالاتری برخوردار اســت. این برتری از چند جهت قابل بررســی است. نخست کیفیت فضایی طرح است که از راه پیش بینی عنصر واسطی چون ایوان، سلسله مراتب و ارتباطات فضایی بســیار منسجم تری در طرح ایجاد می گردد. سپس این که در این الگو، تأمین کارکرد طرح (نماز خواندن) ارتقاء  می یابد چــرا که الزامات آن (رو به قبله بودن) بــرای کاربران (نمازگزاران) مهیاتر اســت. و عامل دیگر فرم بهتر و  بهبود کیفیت دیداری است.

کلمات کلیدی:
گنبد کاشی ، کاشی گنبد ، کاشی کاری مسجد ، کاشی مسجد ، کاشی مسجدی ،کاشیکار مسجدی ، رسم بندی ، رسمی بندی ، پیچ کاشی ، نصاب کاشی ، کاشی اصفهان ، کاشی هفت رنگ ، کاشی معرق ، مقرنس ، مقرنس گچی 7 پا
مقرنس گچی ، کاشی مقرنس ، ساخت گنبد کاشی ، گنبد سازی درتهران ، گنبد سازی در کرج ، گنبد سازی در قزوین ، گنبد سازی در ساوه، گلدسته سازی در تهران ،کاشی معرق ، کاشی مقرنس ، کاشی کاری مساجد ، کاشی سازی در تهران ، نصاب کاشی مسجدی ، کاشی کار مسجدی ، کتیبه مسجد /گنبد سازی / گنبدسازی/گلدسته سازی/ساخت گنبد/ ساخت گلدسته/گنبد سازی / گنبدسازی/گلدسته سازی/ساخت گنبد/ ساخت گلدسته/